با عرض معذرت بزودی مشکلات موجود
در وبلاگ بر طرف خواهد شد
استاد محمد کریمیان لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید
اصغر زانیانی لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید
استاد محمد غلاميان لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید
عباس روح الهی لظفا بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید
استاد مهدی حاجمرادی لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید
استاد حسین مومنی لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید
استاد مهدی سرگزی زاده لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید
مجید مهدی زاده لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید
استاد مهدي شريفي لطفا بر روي ادانه مطلب كليك نمائيد
علی کریمیان - حمید فردی
لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید
برادران باتوانی قهرمانان کاراته لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید
ابراهیم مو منی لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید
استاد داود رجائي لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید
تصاوير دوستان رزمي كار ۵ ( زرين شهر)
استاد سيد اسماعيل ميرصفائي لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید
استاد حاج رضا هاشم زاده لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید
معرفي معبد شائولين
معبد شائولين در استان هونان چين بين كوههاي سانگ شان واقع شده است كه از زيبايي قابل توجه وچشم اندازي جالب برخوردار است. مطابق با مدارك و افسانهها يك راهب هندي كه در «كان جي پورام»نزديك «مدرس هند» بدنيا آمده در سال 520 قبل از ميلاد به شهر كوانگ (كانتون امروزي) سفر كرده و درآنجا به حضور «روتي) امپراتور سلسله «ليانگ» رسيد، سپس در معبد شائولين سكني گزيد و شروع بهآموزش آئين و مذهب بودا نمود .اگر چنين باشد اهميت راهب هندي در هنرهاي رزمي دو چندان است و اين اهميت بدين دليل استكه او بوكس شائولين را پايگذاري نمود و او را به عنوان بنيانگذار مكتب ذن (چان چيني) ميشناسند .از اين جهت معبد شائولين به عنوان خانه اجدادي مكتب ذن معروف گرديد. بوديدهارما تعلميات ذنبودايي و هنرهاي رزمي را به راهبان معبد شائولين آموزش داد. بطوري كه هنرهاي رزمي معبد شائولين به36 بخش مختلف (اطاقهايي) تقسيم ميشد. و هر قسمت به روشي خاص از تكنيك كونك فو مشخصشده بود. راهبان تحت تعليم در سرتاسر كوهستانهاي چين پراكنده ميشدند و به آموزش هنرهاي رزميو تقواي رزمي ميپرداختند .چنانچه داستان بوديدهارما صحت داشته باشد كليه سبكهاي رزمي امروزي نشأت گرفته از معبدشائولين بوده و تنوع سبكها نيز حاصل كار راهبان آن زمان ميباشد. كتابها و مدارك و يادداشتهاي مربوطبه معبد شائولين در سال 1928 طعمه حريق شد ولي شواهدي نيز هست كه تا قبل از بنا نهادن معبدهنرهاي رزمي به شيوههايي صورت ميگرفته است .بوديدهارما انديشه (ووته) يا تقواي رزمي را به چين معرفي نمود. انديشهاي كه شامل مذهب بودا،كميتههاي انضباتي و تأمل و انديشه، خودداري، تواضع و احترام زندگي بشري است بدين ترتيب او بههنرجويان آموخت هنرهاي رزمي به منظور گسترش جنبه روحي و سلامت و راه زندگي بشر است وقصد جنگ و ستيز ندارد. بنابراين بوديدهارما اين فرد اسرارآميز براي اكثر ژاپنيها و چينيها از قداستويژهاي برخوردار است بطوري كه تصويرش در باشگاهها و دوجوها (مراكز تمرين) با افتخار نصبميشود و احترام و تكريم ميشود .امروزه كساني كه از معبد شائولين بازديد به عمل آورند از روي نقوش حك شده بر روي ديوارها بهوقايع زمانهاي پيشين پي ميبرند. لازم به توضيح است، شائولين به معناي جنگل جوان ميباشد وانتخاب اين نام توسط بوديدهارما انجام گرفت زيرا بوديدهارما بر اين عقيده بود كه علوم و هنرهايرزمي همانند شاخهها و درختان يك جنگل رشد و نمو يافته و گسترش مييابند .
1- اصل یاد و اتکال به خداوند و اعتماد به قدرت و یاری و حمایت او
2-اصل اگاهی و اشراف و بصیرت لحظه به لحظه به خود
3- اصل تغییر در الگوها و ایجاد نشانه ها
4- اصل خود یابی ( من کیستم ؟)- قائم مقام و محبوب خداوند
5- اصل احساس خود شایستگی خود سالاری و احساس شخصیت
6- اصل عدم مقایسه خود با دیگران
7-اصل خود باوری و خود محوری بعد از خدا محوری
8-اصل داشتن هدف و برنامه در زندگی
9- اصل تمیزی و ظاهر
10-اصل تعریف از خود و دیگران
11-اصل تشویق خود و دیگران
12-اصل تعهد به قول و صداقت و راستی
13- اصل عدم انجام عمل خلاف و عذر خواهی
14- اصل نظم و انضباط کاری
15- اصل دانش و تجربه
16- اصل مدیریت زمان
17- اصل مدیریت الویت ها
18- اصل اقتدار در مقابل ضعف
19- اصل یقین در مقابل تردید
20-اصل احساس رهبری و مدیریت
21-اصل مسئولیت پذیری
22-اصل سلامت و نگهداری از جسم
23-اصل تبسم
24-اصل ابراز عشق به دیگران و متذکر شدن ویژگیهای مثبت انان
25-اصل نگاه به دیگران ( در عین تواضع بزرگی خود را در دل حس کنید)
26-اصل عدم تاخیر
27- اصل قاطعیت و گفتن نه
28- اصل عدم شماتت و سرزنش خود و دیگران
29- اصل کمک به دیگران و بخشایش
30- اصل ژست و حالت بدنی

طیران مرغ دیدی تو ز پای بند شهوت
بدرای تا ببینی طیران آدمیت
در محضر استاد…مدرسه رزمي بدون سلاح
داستان زير داستان يك شمشير زن معروف مدرسه رزمي(( بدون سلاح )) است كه معناي لغوي نام اين مدرسه ،شكست دشمن بدون استفاده از شمشير يا هر گونه سلاح ديگراست اين شمشير زن ((بوكودن)) نام داشت و سالها پيش در ژاپن زندگي مي كرد .داستان از انجا اغاز مي شود كه بوكودن براي عبور از يك درياچه توسط يك قايق پارويي با عدهاي از مردم همسفر مي گردد. درون قايق و ميان ان جمع يك سامورايي وجود داشت كه مدام از توانا ئيهاي خود در فن شمشير زني تعريف مي كرد وبه قول معروف لاف مي زد .او مي گفت: ((من بزرگترين شمشير زن هستم ))يا ((كسي نمي تواند مرا شكست دهد)) و سخناني از اين دست .مسافران نيز به اين داستانهاي مبالغه اميز و تمام نشدني كه عمدتا درباره فتوحات بي شمار ايشان بود با اشتياق فراوان گوش مي دادند اما بوكودن بدون هيچ توجهي مشغول چرت زدن بود گويي كه در پيرامون او هيچ اتفاقي نمي افتد . اين كار مرد سامورايي را بسيار خشمگين كرد . او به بوكودن نزديك شد او را تكان داد و
گفت :((هي تو به اين حرفها گوش نمي دهي ؟يا لا تو هم بايد دو تا شمشير به خودت ببندي اصلا چرا با ما هم صحبت نمي شوي ؟))بوكودن سكوت كرده بود و هيچ نمي گفت . اين سكوت خشم سامورايي را بيشتر برانگيخت از اين رو پرسيد ،((خب))اقلا اسم مدرسه رزمي ات را بگو؟بوكودن به ارامي پاسخ داد : ((مدرسه رزمي من به مدرسه بدون سلاح معروف است))مرد سامورايي فرياد زد ((پس چرا يك شمشير به خودت بسته اي؟!
بوكودن گفت: ((اين شمشير تنها براي محافظت از خودم در مقابل حيوانات وحشي است نه براي اذيت و ازار مردم.))مرد لاف زن مايوسانه فرياد زد ((منظورت اين است كه بدون شمشير هم مي تواني مبارزه بجنگي ؟ميتواني بدون شمشير با من مبارزه كني ؟)) بوكودنبه ارامي جواب داد : ((چرا كه نه))
اين بود كه مرد سامورايي به قايقران دستور داد تا قايق را به نزديك ترين جزيره هدايت كند .بوكودن پيشنهاد كرد به سمت دورترين جزيره برويم ، زيرا نزديكترين جزيره مسكوني است و ممكن است مردم ان مجذوب مبارزه شده و صدمه ببينند. مرد سامورايي اين پيشنهاد را پذيرفت و قايق به سمت دورترين جزيره حركت كرد .
((دانش اجتناب از مبارزه پيش از وقوع ان ،هنر بزرگي است كه فرد بايد انرا اموخته و تمرين نمايد))
همين كه انها به قدر كافي به جزيره نزديك شدند مرد سامورايي بيرون قايق پريد و براي مبارزه شمشيرش را از غلاف بيرون كشيد. بوكودن نيز شمشيرش را باز كردو به مرد قايق ران تحويل داد.او وانمود كرد كه در حال ترك قايق و دنبال كردن مرد سامورايي در خشكي است كه ناگهان پاروي بلند قايق ران را از دستش گرفت و سر پارو را به شدت بر روي ساحل اهرم كرد تا قايق بدون اينكه او از ان خارج شده باشد مجددا به سمت دريا بازگردد . قايق در حالي كه مرد سامورايي خشمگين و در انتظار مبارزه را در ساحل جا گذاشته بود رفته رفته از جزيره دور شد. ((دانش اجتناب از مبارزه پيش از وقوع ان ،هنر بزرگي است كه فرد بايد انرا اموخته و تمرين نمايد))در همان حال كه قايق از ساحل دور و دورتر مي شد و مرد سامورايي از تعقيب ان عاجز مي شد بوكودن با لبخندي بر لب چنين گفت : ((مدرسه رزمي بدون سلاح من ، اين است ))
به نظر شما مضمون اين داستان چه ارتباطي با دنياي امروزي ما دارد ؟ براي حل مشكلات و درگيريهاي اجتناب ناپذير در زندگي چه چيزي مي توان از ان اموخت؟
((اموختن هنر دفاع شخصي تنها به معناي محافظت از جسم خود نيست ،بلكه رسيدن به پايه اي از شناخت مي باشد كه بتوان به وسيله ان صحنه يك برخورد را پيش از تبديل شدن به عرصه مبارزه و درگيري فرو نشاند و از ان دوري كرد.))هنر هاي رزمي به شماكمك ميكند تا اين برخوردها و مشكلات را در صلح صفا از پيش روي برداريد .به همين خاطر است كه من ،اين هنرها را(هنرهاي رزمي در خدمت صلح) مي نامم.اموختن هنر دفاع شخصي تنها به معناي محافظت از جسم خود نيست بلكه مهمتر از ان رسيدن به پايه اي از شناخت مي باشد كه بتوان به وسيله ان صحنه يك برخورد را پيش از تبديل شدن به عرصه مبارزه و درگيري فرو نشاند و از ان دوري كرد .يعني همان كاري كه بوكودن انجام داد . دست يافتن به چنين امتيازي علاوه بر تمرينات بدني نيازمند ان دست از تمرينات ذهني است كه انها را ((دفاع شخصي ذهني )) ناميده ام . حال داستاني را كه از نظرتان گذشت را دقيقا برسي نمائيد:
ايا بوكودن از هنرهاي رزمي در جهت صلح و ارامش استفاده نمود؟او شمشيرهايي در اختيار داشت اما وقتي كه مد سامورايي او را به مبارزه دعوت كد ايا از انها استفاده نمود؟
او چه روشي را براي اجتناب از درگيري با مد سامورايي برگزيد ؟ايا غير از اين است كه او با فكر به دفاع از خود پرداخت؟ايا لازم بود كه براي اثبات قدرت و شهامت خود با استفاده از شمشيره جنگ ان مرد برود؟
سامورايي را فريب داد و بدين ترتيب جلوي خشم وخشونت را گرفت.ايا لازم بود كه براي اثبات قدرت و شهامت خود با استفاده از شمشيربه جنگ ان مرد برود؟و يا اينكه قدرت و شهامت واقعي را در دورياز مبارزه و فرو نشاندن درگيري با استفاده از فكر به نمايش گذاشت؟
پاسخ ارام ولطيف بوكودن به اين سوالات اين است :((روش من متفاوت با روش شماست .اين روش شامل شكست دادن ديگران نيست بلكه شامل شكست نخوردن از ديگران است.))براي تبديل شدن به يك رزمي كار خواهان صلح بايد در هر دو جنبه جسمي و ذهني دفاع شخصي تمرين نمائيد .هردوي اين جوانب لازم و ملزوم يكديگرند و يكي بدون ديگري ناقص خواهد بود .تمرين دفاع شخصي جسماني اعتماد به نفس لازم براي قدرت به كار گيري ذهن را به شما مي دهد و دفاع شخصي با استفاده از فكر نيز جلوي نزاع و درگيري را مي گيرد . هر دوي اين جوانب لازم وملزوم يكديگرند ويكي بدون ديگري ناقص خواهد بود . بنابراين اگر در صدد فراگيري هنرهاي رزمي هستيد ويا از قبل به ان پرداخته ايد حتما اطمينان حاصل نماييد كه در هر دو جنبه جسمي و ذهني به رشد توانائيهاي خود مي پردازيد .اين كار نه در زندگي امروزي بلكه در اينده و دوران بزرگسالي نيز به دردتان خواهد خورد . با اموختن چگونگي حل مسالمت اميز يك برخورد قبل از انكه به صحنه جدال و درگيري بيانجامد مسلما دنيايي مطمئن تر و دوست داشتني تر را براي خود خواهيم ساخت .اين تمامي ان هدفي است كه هنرهاي رزمي براي برقراري صلح و ارامش در نظر دارد.
یک دم غریق بحر خدا شو گمان مبر
کز آب هفت بحر به یک موی تر شوی

عباس باقری
تا توانی می گریز از یار بد
یار بد بدتر بود از مار بد
مار بد تنها تورا بر جان زند
یار بد بر جان و بر ایمان زند

علی کریمیان حمید فردی
ذن تجربه ای مستقیم و بدون واسطه
اگر ما تنها در غالب تن گرفتار شویم و از روح و روان خود غافل شویم
پس از چندی روح از تن متاثر می شود و میل ما به یافتن حقیقت نمی تواند ارضا شود
عباس باقری به همراه برادران باتوانی (قهرمانان کاراته اسیا و جهان)
کاراته هنر و ورزش جوانمردان است (استاد مانبونی)
راه زندگي
انسان در بدو تولد آرام و ضعيف است
ولي هنگام مرگ سخت و محكم است
گياهان ترد و شكننده و پر از شيرهاند
ولي زمان مرگشان پژمرده و خشك و بيآبند
و آرامش و انعطاف همراه حيات
بنابراين يك ارتش بدون انعطاف
هرگز در جنگ پيروز نخواهد شد
درختي كه خم نشود ميشكند
سختي و قدرت فرو خواهند افتاد
فروتني و انعطاف غالب خواهند آمد
«لائوتزو»

عباس باقری به همراه استاد سید اسماعیل میرصفایی و هنرجویان سبک پاور کونگ فو
اگر در جهان بايدت برترى
نبايد كه خود پست و دون بشمرىچو خود خويشتن پست بينى و خوار
دگر از كس اميد عزت مدار
بلندى نديد آن كه خود پست شد
كجا نيستى مايه هست شد

عباس باقری مهدی سرگزی زاده
جوانا ره طاعت امروز گير
كه فردا نيايد جوانى ز پير
قضا روزگارى زمن در ربود
كه هر روزش از پى شب قدر بود
من اين روز را قدر نشناختم
بدانستم اكنون كه در باختم

عباس باقری علی کریمیان